تبليغاتX
film

رویا نونهالی
پنجشنبه بیست و هشتم تیر 1386 ساعت 1:41
Image and video hosting by TinyPic 

 

 

با حضور در سریال خواب و بیدار(مهدی فخیم زاده) در نقش ناتاشا محبوبیت زیادی میان بینندگان  تلویزیون پیدا کرد.نونهالی این روزها کم کار شده است. عصر جمعه (مونا زندی) با حضور او در جشنواره ی تسالونیکی بازتاب خوبی داشت و یکی از جوایز اصلی این جشنواره به این فیلم تعلق گرفت. مراحل تصویر برداری ساعت شنی(بهرام بهرامیان) با بازی او به پایان رسیده و درحال حاضر نسخه ی طولانی تر هم نفس (مهدی فخیم زاده)  با بازی نونهالی به صورت سریال پخش شد.

 

 

نوشته شده توسط | موضوع: | لينک ثابت |
پنجشنبه بیست و هشتم تیر 1386 ساعت 1:2
Image and video hosting by TinyPic
نوشته شده توسط | موضوع: | لينک ثابت |
drew barimor 2
چهارشنبه بیست و هفتم تیر 1386 ساعت 16:2
Image and video hosting by TinyPic
نوشته شده توسط | موضوع: AX BAZIGARAN | لينک ثابت |
سه شنبه نوزدهم تیر 1386 ساعت 1:31
salam man omidvaram az mozoat jadiid khosheton omade bashe

hatman be archive mozoie man be name az bazigaran sar bezanid va az honarpisheha har axi ro ke mikhahid begiid ba tshakor mehrdad

id

fighter_man666@yahoo.com

نوشته شده توسط | موضوع: | لينک ثابت |
drew barimor
سه شنبه نوزدهم تیر 1386 ساعت 1:27
Image and video hosting by TinyPic drew barimor haman bazigare filme ET ast hamooon dokhtar kocholeye bamaze ke ba didane et  shoro be jigh zadan kard
نوشته شده توسط | موضوع: AX BAZIGARAN | لينک ثابت |
سه شنبه نوزدهم تیر 1386 ساعت 1:5

معرفی یک فیلم

 عنوان فیلم: آشناپنداری             DEJA VU

      

                                                                                                                                 

کارگردان: تونی اسکات .                    فیلمنامه:بیل مارسیلییایی & تری روسیو

مدیر فیلم برداری: پل کامرون . موسیقی:هری گرگسون. تدوین:کریس لیبنزن .

 

بازیگران:دنزل واشنگتون (داگ کارلین)/ پائولو پتن(کلر کوچیور) / وال کیلمر(پریزوارا)/ جیمز کاویزل(کارول استارت)/آدام گولدبرگ(دنی)/ آلدی هنسون (گانرز)

محصول 2006امریکا , 128 دقیقه

 

خلاصه ی داستان: بر اثر انفجاری در یک کشتی تفریحی بیش از 500نفر کشته میشوند و داگ کارلین شروع به بررسی علت ماجرا میکند در همین حال جسد دختری در اب پیدا میشود

که از قرار پیش از انفجار کشته شده کارلین ارتباطی بین جسد دختر و انفجار کشتی پیدا میکند و به این نتیجه میرسد که قاتل دختر همان بمب گذار کشتی است. کارلین با پریزوارا که  مامور FBI  است اشنا میشود.پریزوارا  او را در محلی در تشکیلات FBI  است میبرد که در آن با  استفاده از تکنولوژی ضبط ماهوارهای می توان حوادث چند روز پیش را دید.در حالی که کارلین مشغول تماشای تصاویرضبط شده ی مربوط به  دختر کشته شده  است در می یابد که  این تصویرها در واقع امکان بازگشت به  گذشته  هستند انها سعی میکنند با دستکاری در گذشته جلوی انفجار را بگیرند اما موفق نمی شوند  تا اینکه کارلین تصمیم  می گیرد با ماشین زمان به گزشته برگردد و سیر وقوع حوادث را تغییر دهد. او دختر را از چنگ بمب گذار نجات میدهد و با هم به سمت کشتی تفریحی میروند تا با جوان بمب گذار مقابله کنند .در نهایت اتومبیل بمب گذاری شده که داگ نیز در آن است به اب می افتد و منفجر میشود و داگ نیز میمیرد(اخخخخخخخخخخخی تفلکی ) و کشتی به راهش ادامه میدهد. در پایان داگ را میبینیم که در نمایی شبیه صحنه های اولیه ی فیلم  به سراغ دختر می اید و با هم صحنه را ترک میکنند.

 

 

ID MAN

Fighter_man666@yahoo.com

 

نوشته شده توسط | موضوع: | لينک ثابت |
gorbeh
سه شنبه نوزدهم تیر 1386 ساعت 0:53
Image and video hosting by TinyPic az in be baad har chand vaght ye bar ye cate bahal behetoon  salam mide
نوشته شده توسط | موضوع: | لينک ثابت |
karikatore tom cruse
دوشنبه هجدهم تیر 1386 ساعت 20:15
Image and video hosting by TinyPic
نوشته شده توسط | موضوع: | لينک ثابت |
گفتگویی با کوئنتین تارانتینو درباره آخرین فیلمش «گریندهاوس»
دوشنبه هجدهم تیر 1386 ساعت 20:12
Image and video hosting by TinyPic ردم در فیلم‌های کوئنتین تارانتینو همیشه در حال خوردن و نوشیدن‌اند و کوئنتین همواره اطمینان می‌دهد که این کار را در مکان مفرحی انجام خواهند داد. این کارگردان 44 ساله شوخی‌های رنگارنگ را دوست دارد و رستوران‌ها و بارها مکان‌های ایده‌آلش هستند. او در فیلمهایش زیاد درباره خورد و خوراک حرف می‌زند. در صحنه‌های ابتدایی «سگ‌های انباری» و گفتگو درباره همبرگرهای مختلف و میلک ‌شیک‌ها در «قصه‌های عامه‌پسند». حالا او و دوست صیمصی و قدیمی‌اش ما را به یک غذای پرخون دعوت کرده‌اند. تارانتینو خودش از نیوزویک خواسته تا با او مصاحبه کند و این بخش‌هایی از گفتگوی او با دوین گوردون از نیوزویک است.

نیوزویک : چرا باید یک فیلم به سبک فیلم‌های پر زد و خورد دهه هفتادی درباره مردی با یک ماشین مرگبار فیل بعدی شما باشد؟
تارانتینو : همیشه این حس را داشته‌ام که دارم به سمت استادی در سینما می‌روم و روزی که بمیرم فارغ‌التحصیل خواهم شد. بنابراین وقتی با رابرت این ایده به سرمان زد رفتم و تمام فیلم‌‌های اسلشر (قتل و خون ریزی با چاقو) اواخر هفتاد تا اواسط هشتاد را دیدم. اما فکر کردم که اگر فیلم اسلشر خودم را بسازم زیادی خودبینانه خواهد بود. بنابراین به این فکر کردم که آن را باید همانطوری بسازم که «سگ‌های انباری» را ساختم. آن فیلم نسخه خاص من از فیلم‌های سرقت مسلحانه بود و این یکی نسخه خاص من درباره فیلم‌های اسلشر.

نیوزویک : و اختصاصا ایده «ضد مرگ» از کجا آمد؟
تارانتینو : حدود ده سالی پیش درباره خریدن یک ماشین با دوستم صحبت می‌کردم. می‌خواستم یک ولوو بخرم چون که یک ماشین واقعا ایمن می‌خواستم. یادم هست که به این فکر بودم که نمی‌خواهم در یک تصادف ماشین مثل آن‌که در «قصه‌های عامه پسند» هست بمیرم ... او گفت "خوب، می‌توانی هر ماشینی بخری و آن را به یک گروه بدلکار بدهی تا با ده پانزده هزار دلار آن را برایت «ضد مرگ» کنند. خوب این اصطلاح «ضد مرگ» یک جورهایی از آن موقع در مغزم فرو رفت.

نیوزویک : به نظر می‌رسد که «گریندهاوس» در زمان ایده‌آلی به نمایش درآمده است. فیلم‌‌های ترسناک در گیشه فوق‌العاده‌اند و هیچ نشانه‌ای از افول‌شان نیست. فکر می‌کنید چه چیزی باعث این اقبال شده است؟
تارانتینو : این اتفاق تازه‌ای نیست اما هر از چند گاهی موجی از آن‌ها راه می‌افتد. این بار تقریبا شش سالی طول کشیده است و این اتفاق با فیلم‌های فوق پر خونی که از ژاپن می‌آیند شروع شد. فیلم‌های کسانی مثل تاکشی میکه و فیلم‌هایی مثل «نبرد باشکوه». تفاوتی که وجود دارد این است که این بار تماشاگران جریان اصلی سینما عاشق آن شده‌اند. زمانی بود که چنین حجمی از خشونت جلوی یک فیلم را برای جریان اصلی شدن می‌گرفت. اگر چنین کار پرخونی می‌ساختید فیلمتان را در یک جعبه کوچک محبوس کرده بودید. اما حالا به کلی فرق کرده است. وقتی من و رابرت «از گرگ و میش تا سحر» را ساختیم، استودیو حتا اگر اسم «فیلم ترسناک» را می‌آوردیم بدون غذا ما را به خانه می‌فرستاد. آن‌ها می‌خواستند بگویند «تریلر» یا «رولر کاستر». فکر می‌کردند که «تریلر» یا «علمی تخیلی» تجاری است و «فیلم ترسناک» نیست. اما حالا؟ فقط فیلم ترسناک و ترسناک و ترسناک وجود دارد. یک فیلم 6 میلیون دلاری ترسناک یک فیلم پرهزینه استودیویی 150 میلیون دلاری را در هفته اول شکست می‌دهد.

نیوزویک : «گریند هاوس» می‌خواهد یک نسخه درجه یک از فیلم‌های درجه ب باشد. اما این‌که فیلم خوبی از ژانری که با کثیفی‌هایش شناخته می‌شود دربیاید کمی چم و خم دارد. چطور تصمیم گرفتید که کجا با کیفیت کار کنید و کجا آشغالی؟
تارانتینو : می‌دانم منظورتان چیست ولی مشکل است که مشخص کنیم چطور به این رسیده‌ایم. من واقعا به گفتگوهای میان زن‌ها در «ضد مرگ» افتخار می‌کنم. فکر می‌کنم که این بهترین دیالوگ‌هایی است که تا به حال نوشته‌ام. فیلمبرداری صحنه‌های تعقیب ماشین به جای 6 روز، 6 هفته طول کشید اما این ژانر به ما اجازه داد که از حالت عادی کمی هرج و مرج بیش‌تری داشته باشیم. ما از چیزهایی که در حالت عادی در دیگر فیلم‌ها بد بودند این‌جا استقبال کردیم. مثلا یک زوم به جلو داشتیم و فوکوس‌کش دقیقا درست کارش را انجام نداد و تصویر برای نیم ثانیه‌ای ناواضح بود اما در انتهای نما همه چیز جفت و جور ‌شد. برای این فیلم این کار بامزه بود می‌دانی؟ مناسب بود. (می‌خندد) فقط به هم می‌گوییم "هی این گریندهاوس است!" در حقیقت این کلمه یک رمزعبور در سر صحنه بود.

نیوزویک : وقتی با رابرت سر صحنه بودم درباره «گریند‌هاوس» بعدی صحبت می‌کرد. واضح بود که او قصد دارد باز هم آن را کار کند. و شما هم؟
تارانتینو : لازم نیست که هر بار من و رابرت باشیم. ما فقط حامیان این نام هستیم. شاید دفعه بعد الی راث و یک فیلمساز دیگری که به او علاقه داریم باشند. می‌توانیم چیزی مثل راجر کورمن‌های کوچک باشیم. امیدواریم این فیلم به اندازه کافی موفق باشد تا هر چند سالی بتوانیم چنین کاری بکنیم.

نوشته شده توسط | موضوع: | لينک ثابت |
چشم دل باز کن که جان بینی... (نگاهي به فيلم رئيس - مسعود كيميايي)
دوشنبه هجدهم تیر 1386 ساعت 19:54
Image and video hosting by TinyPic

ر تاریخ سینمایمان هیچ کس را به یاد نمی آورم که همچون مسعود کیمیایی قربانی شاهکارهایش شده باشد. بسیاری از آثار قدرتمندش زیر سایه ی قیصر و گوزن ها رنگ می بازند و این نهایت بی انصافی است در حالی که بدترین آثارش حداقل از لحاظ ساخت با بهترین فیلم های سینمای ما برابری می کنند. امروز با رئیس مواجهیم. اما بیایید قبل از این که برای رئیس حکم صادر کنیم یک بار دیگر فیلم را ببینیم. اما این بار چشم دل باز کنیم و جور دیگر ببینیم؛ فارغ از خاطره ی خوش قیصر و خاطره ی بد سربازهای جمعه. خودی خود را به فیلم بسپاریم که هر جا می خواهد ما را ببرد. به دور از تعصب های افراطی قضاوت کنیم و به هنگام دیدن فیلم اجازه ندهیم عناصر فرامتنی نگاهمان را آلوده کند. بیایید خاطرات سینمایمان را از آغاز تا امروز مرور کنیم. چند اثر می توانیم به قدرت و استحکام رئیس پیدا کنیم؟ فیلمی که در بالاترین سطح سینمای ایران ساخته شده است؛ چه به لحاظ کارگردانی و چه به لحاظ تصویربرداری. شیوه ی روایت داستان به افزایش جذابیت موضوع داستان کمک کرده است و در این مسیر دیالوگ های آشنای ادبیات کیمیایی هم به کلیت اثر زینت بخشیده است.
حرکات چشم نواز دوربین زرین دست هم همه جای فیلم دیده می شوند. مگر ما از یک فیلم چه انتظاراتی داریم؟ آیا رئیس انتظارات ما را برآورده نمی کند؟ سکانس های به یاد ماندنی فیلم را به یاد بیاورید که همه از شکوه کارگردانی استاد، سخن می گویند: سکانس سوء قصد به جان سیامک پس از خروج از مطب ( به یاد ندارم در سینمایمان چنین سکانس قدرتمندی به لحاظ پرداخت در به تصویر کشیدن حادثه دیده باشم )، سکانس فوق العاده ی سینما رکس را؛ « ويترين‌های خالی، آينه‌های شكسته، نيمكت‌های چوبی انتظار كه خاك، سفيدشان كرده، سكوت. » با آن نور پردازی فوق العاده، همه چیز از تباهی می گفت: از گذشته و خاطرات رضا و رضا، از ساندویچ هایی که حالا بدون هیچ مشکلی به سینما می آورند، از سیامک که حالا باید او را نجات دهند و از رئیس که خودش نیست اما سایه ی سنگین حضورش همه جا هست. با گذر زمان لحظه به لحظه بر اشتیاق تماشاگر برای دیدن رئیس افزوده می شود اما تا پایان فیلم از رئیس خبری نیست. سکانس پایانی فیلم بی نظیر است. مونولوگ رئیس تمام ابعاد شخصیتی او را آشکار می سازد و اینجاست که رضا سر می رسد و در این بزم پر از درنده، می شود آفتاب صبح امید فرزندش. سیامک بر شانه های پدر گناهان گذشته را فراموش می کند و دوباره متولد می شود و به اندازه ی کودکی همه ی ما بر شانه های پدر آرام می گیرد و کیمیایی چه زیبا بدون به تصویر کشیدن هر گونه درگیری، رئیس را از عرش به فرش می آورد تا این گونه حقارت را نثارش کند و تنها روسیاهی است که به ذغال می ماند.
قصدم نقد فیلم نبود و آن چند خط را قلمم ناخودآگاه بر صفحه ی کاغذ نگاشت تا شاید خواننده ای این بار با رویکردی جدید فیلم کیمیایی را ببیند و به یاد بیاورد که کیمیایی هر قدر هم بد فیلم بسازد ( بد فیلم می سازد؟ ) حضورش غنیمتی است در سینمای رو به زوال ما. حکم و رئیس به عنوان تجربه هایی نو و خلاقانه ثابت کردند که هنوز هم می شود به کیمیایی اعتماد داشت و حالا فیلم های کیمیایی با پختگی حاصل از رنج سالیان همراه است. همه می توانند داوری عادل باشند، حتی مغرورترین

نوشته شده توسط | موضوع: | لينک ثابت |
دوشنبه هجدهم تیر 1386 ساعت 14:27
يه کبوتر هميشه بايد عشق پرواز داشته باشه ، وگرنه اسير ميشه يه قناری بايد به خوش آوازيش ايمان داشته باشه وگرنه ساکت ميشه يه لب هميشه بايد توش خنده باشه وگرنه زود پير ميشه يه صورت هميشه بايد شاد باشه وگرنه به دل هيچ کس نمی چسبه

نوشته شده توسط | موضوع: | لينک ثابت |
inam ye ax az az cradle of filth
دوشنبه هجدهم تیر 1386 ساعت 0:43

چقه وحشتناک

Image and video hosting by TinyPic

نوشته شده توسط | موضوع: | لينک ثابت |
یکشنبه هفدهم تیر 1386 ساعت 22:15
salam
har ke miad ti weblog ye nazar bede dar mored inke in weblog dar mored chi bashe shoma az ki ax mikhain
darmored ki va az in harfa
inam id mane ke age kar dashtiid pm bedin
fighter_man666
نوشته شده توسط | موضوع: | لينک ثابت |
یکشنبه هفدهم تیر 1386 ساعت 21:35
salam barobach
نوشته شده توسط | موضوع: | لينک ثابت |